اعتراف میکنم
خبرگزاری مهر22/7/1388 : سعید.ج با حضور در رسانه ی ملی به جرایم خود اعتراف کرد.
بخشی از اعترافات تکان دهنده ی سعید.ج:
از همون اول که وارد گنجینه شدم، چون قلبم سیاه بود قصد براندازی این وبلاگ رو داشتم اما متاسفانه هنوز خودم نمیدونستم تا بیام و اعتراف کنم. هر روز سعی میکردم یه جوری نقش خودم رو تو این وبلاگ پررنگ تر نشون بدم و کم کم زمینه ی برکناری مدیر عزیز گنجینه رو فراهم کنم. سعی میکردم با کم تر نشون دادن پست های اون و در مقابل با بزرگنمایی اندک مطالبی که تو این وبلاگ مینوشتم، خودم رو فرد شایسته ای برای اداره ی وبلاگ معرفی کنم. اما متاسفانه یا بهتره بگم خوشبختانه خوانننده های شریف این وبلاگ همیشه پشتیبان مقام عظمی مدیریت وبلاگ،بودن و نقشه هام یکی پس از دیگری شکست میخوردن. بعد از اینکه به این نتیجه رسیدم که به تنهایی قادر به براندازی این وبلاگ نیستم از شیخ سعید فیلسوف العلما دعوت به هم کاری کردم و بعد از اون هم میرزا جواد ترجم المعانی رو وارد بازی کردم. در این بین هم چون موجود تهی مغزی بودم فریب آمریکای جنایتکار و انگلیس خونخوار و فریبکار رو خوردم و عامل استکبار شدم و به پیشنهاد اونها استاد دیعس رو وارد گنجینه کردم. با وجود منابع عظیم مالی که هر ماه به صورت نقد و جرینگی در چمدانهایی برای ما آورده میشد و نفرات متعددی که وارد وبلاگ کردم باز هم نتونستم جولوی چهره ی معنویی مثل مقام عظمای مدیریت وبلاگ حرفی برای گفتن داشته باشم و طبق معمول هر عمل براندازانه ای که می کردم توسط خواننده های فهیم و مسلمان وبلاگ شناخته شده و بی اثر میموند. تا اینکه چند ماه قبل از کم پیدا یی مقام عظما سوء استفاده رو کردم و سعی کردم با جمع کردن تمام نیروهام و با اجرای همزمان براندازی نرم و گرم از یک جهت براندازی سفت و سخت از جهت دیگه ای مدیریت فعلی وبلاگ رو از پا در بیارم. در این راستا به اسمهای مختلف در وبلاگ نظر خصوصی گذاشتم و خواستار تعویض مدیریت شدم و با نوشتن مطالبی شوارننده در پستهایی معلوم الحال و با استفاده نماد هایی مثل سینما گنجینه یا پستهای فلسفی قصد داشتم خودم رو جایگزین مناسبی برای مدیریت معرفی کنم. اما خوشبختانه قبل از اینکه نقشه های شومم عملی بشن توسط نیروهای همیشه در صحنه اما نامرئی مقام عظمی دستگیر شده و مورد بازجویی قرار گرفتم. طی این چند روزی که با برادای بازجو در حال مناظره بودم متوجه شدم که سالهاست قصد براندازی نظام رو دارم و در طول عمرم فریب خیلی ها رو از جمله آمریکا و انگلیس رو خوردم. و خیلی شانس آوردم که در طول این سالها عامل اسراییل نشدم. به تمام کسایی که شرایط مشابهم رو دارم توصیه میکنم که فریب نخورن. پیشنهاد های امریکا و انگلیس بسیار اغواکننده هست، شبیه پیشنهاد مردی که با یه بستنی به سمت شما میاد و میخواد که سوار ماشینش بشید. خیلی مواظب باشید.
در همین جا باید عذر خواهی کنم از اونهایی که باعث برانگیزوندن احساساتشون شدم تا بیان و از من دفاع کنن و از همین جا میگم که عذز میخوام که باعث فریبتون شدم. لطفا دیگه فریب من و امثال من رو نخورید.من متحول شدم.من متنبه شدم.من...آخ...نزن آقا...من اشتباه کردم